بيماري لكه سفيد در ميگو

بيماري لكه سفيد در ميگو (White spot disease)

از سال 1992 يك سندروم ويروسي درميگوهاي خانواده پنائيده كه معمولا”‌آن را بيماري لكه سفيد مي نامند.
ساير بيماريهاي ميگو را تحت شعاع خود قرارداد . اين بيماري باعث از بين رفتن تعداد زيادي ميگو با ارزش هزاران دلار در مزارع پرورشي بسياري از كشورهاي نظير :‌چين ،‌ژاپن ، هند ،‌تايلند ،‌اندونزي،‌ سريلانكا ،‌بنگلادش  و مالزي گرديد . براي مثال در كشور چين در سال 1993 حدود 80% از ميگوهاي پرورشي كه ارزشي معادل 1 ميليارد دلار آمريكا داشت .دراثر اين بيماري از بين رفت همچنين در كشور تايلند معادل 500ميليون دلار  آمريكا خسارت به مزارع پرورش ميگو ناشي از اين بيماري گزارش گرديد . درسال 2000 بيماري لكه سفيد از طريق لاروهاي وارداتي ( ناپلي )‌از كلمبيا به كشور كاستكاريكا وارد شد ودرحال حاضر مقررات قرنطينه شديد در مزارع اين كشور درحال اجراء‌مي باشد . تكثير و پرورش ميگو سومين صنعت كشور اكوادور با بزرگترين بحران سياسي اقتصادي در تاريخ اين كشور يعني بيماري فوق مواجه شد . 50% مراكز تكثير ميگو تعطيل شد ومراكز عمل آوري تنها با 50% درصد ظرفيت خود فعال بودند ،‌همين رابطه صادرات ميگو از 875 ميليون دلار در سال 98 به كمتر از 360 ميليون دلار در سال 2000 گرديد .

 

علت بيماري :

بيماري است ويروسي و ويروس ايجاد كننده بيماري در كشورهاي مختلف به نامهاي متفاوت شناسائي گرديده است . براي مثال در تايلند بنام SEMBV (Systemic  ectodermal Mesodermal Baculovirus ) و در ژاپن بنام( RV-PJ ( Rod- shaped unclearvirus of penaeus japonicus ناميده مي شود ،‌ولي همگان معتقدند كه عامل ايجاد كننده ويروسي مشابه مي باشد .

 

خصوصيات ويروس:

ويروسي است عريض شده ، بزرگ ،‌پوشش دار،‌ميله اي شكل و تا حدودي بفرم بيضي وداراي DNA  بصورت دو رشته بهم تنيده مي باشد . و امروزه معتقدند كه ويروس عامل بيماري هيچگونه ارتباطي با  كلوويروس ندارد. و مقرر گرديد درخانواده جديدي بنام نيما ويريده يا ويسپوويريده قرارداده . عرض ويروس 9+‌ 121 نانومتر و طول آن 26+276 نانومتر بوده وداراي تعدادي قيلامان ضميمه اي كه غالبا”‌در قسمت نزديك به انتهائي است ديده
مي شود.

 

نشانيهاي بيماري

ميگوهاي آلوده به اين ويروس ،‌پلاكهاي سفيد رنگي را درقسمت كاراپاس ميگو از خود بجاي ميگذارند وبهمين دليل بيماري را بعلت رسوب و عدم جذب كلسيم ،‌لكه سفيد مي نامند . علائم ظاهري اين بيماري براحتي درميگوهاي جوان وبالغ قابل ديدن مي باشد . لكه هاي سفيد ابتداء ‌در قسمت كاراپاس ميگو و بندهاي 5 تا 6
بدن ظاهر شده ودر مرحله پيشرفت كل بدن را لكه هاي سفيد با ضخامت 5/ تا چند ميلمتر مي پوشاند . پوست ميگو يا
Cuticule براحتي از لايه اي در ميس جدا مي شود . هپاتوپانكراس بصورت زرد مايل به سفيد ،‌بزرگ و شكننده تغيير شكل پيدا ميكند . همولنف ميگو رقيق و انعقاد آن يا به كندي صورت مي گيرد و يا اصلا”‌صورت نمي گيرد . ميگوها بيحال و اشتهاي خود را از دست مي دهند و ميگوهاي آلوده تمايل دارند كه در كناره هاي استخر بايستند و به آهستگي در سطح آب شنا كنند و در نهايت در كف استخر ته نشين مي شوند . با نمايان شدن علائم كلينيكي بعد از 2 تا 7 روز مرگ و مير بسيار شديد بين 70 تا 100درصد در مزارع پرورشي اتفاق
مي افتد . بيماري در تمام سنين ميگوها از
PL 15 تا وزن 45 گرم در مزارع متراكم و غير متراكم گزارش شده است . در بعضي مواقع لكه هاي سفيد با تغيير رنگ به قرمز همراه است . و بايد توجه داشت كه تغيير رنگ به قرمز بواسطه همراه شدن باكتريهاي خانواده ويبريو با اين عفونت است .

نشاني هاي هيستولوژيك : در بررسيهاي بافت شناسي تورم هسته و وجود گنجيدگيهاي بازوفيليك و ائوزينوفيليك در سلولهاي آزمايشگاهي جهت تشخيص : با استفاده از PCR(Polymerase Chain Reaction) و TEM(Transmission Electron Microscopy ) مي توان بيماري را تشخيص داد.

 

روشهاي انتقال بيماري :

گسترش اين بيماري از طريق حركت لاروهاي آلوده يا مولدين اتفاق مي افتد . انتقال بيماري بين مزارع و استخرهاي پرورشي مي تواند از طريق آب خروجي استخرهاي آلوده ،‌از طريق هواده ها ،‌از طريق حشرات ،‌پرندگان  تجهيزات آلوده مورد استفاده در هچري يا مزراع پرورشي ،‌جانوران آبزي مثل خرچنگ ها وساير كروستاسه ها انجام مي شود . آب دريائي آلوده به ويروس 3 تا 4 روز حاوي ويروس مي باشد.

 

اصول كنترل بيماري لكه سفيد :

1- ضد عفوني كردن آب خروجي هچري : كليه هچرتها بايد استخر ضد عفوني داشته باشند و آب خروجي را قبلاً خارج كردن ضد عفوني كنند . خارج كردن آب بدون ضد عفوني از هچري ممكن است داراي ويروس باشد . و اين عوامل مي تواند اثر مخرب بر روي هچريهاي ديگر داشنه باشد . اين موضوع مي تواند باعث آسيب مجدد به همان هچري شده وبيماري دوباره به هچري برگردد . درهچريها بايد تغييرات درجه حرارات به حداقل كاهش يافته و مواد آلي را به حداقل رسانيده ،‌غذاي اضافي و ميگوهاي مرده نيز بطور منظم از استخرها خارج شوند . پارامترهاي كيفيت آب بطور منظم ثبت شده ودر حد مطلوب باشند.

2- ضد عفوني كردن آب خروجي استخرهاي پرورشي :‌آب خروجي استخرهاي پرورشي بايد قبل از خارج شدن و به دريا ريختن ضد عفوني شوند. ضد عفوني آب خروجي از نكات بسيار ضروري در سيستم هاي پرورش ميگو
مي باشد . كه شامل چند مرحله است از قبيل :‌رسوب گيري ،‌اكسيژن زدائي ،‌فيلتراسيون شني و بيولوژيكي
مي باشد كه باعث كاهش مواد آلي و ميكرو ارگانيسم هاي پاتوژن در آب خروجي مي شود . اگر دراستخري بيماري لكه سفيد بصورت شديد شايع باشد ،‌با استفاده از
PPM .4 هيپوكلرايت كلسيم يا 1PPM ماده dipterex بايد همه ميگوها را ازبين برد و آب را هم ضد عفوني كرد . آب و ميگوهاي مرده بايد بعد از 7 روز از استخر خارج شوند . بعد از خارج كردن آب بايد 100PPM آهك مجددا”‌در استخرها مورد استفاده قرا گرفته تا باقيمانده تركيبات ميگوها يا ويروسها را دركف استخر از بين برده واين اولين مرحله در آماده سازي استخرها مي باشد.

3- استفاده از سيستم بسته :‌مفهوم آن اين است كه آب بايد ضد عفوني شده تا ويروسها و ساير ارگانيسم هائي كه ميتواند ناقل ويروس باشند . قبل از استفاده آب در مزارع پرورشي از بين ببريم . دراين سيستم پيشنهاد مي شود كه بطور جدي از استفاده مستقيم آب دريا جلوگيري شده و به اين طريق امكان آلودگي ويروسي به حداقل كاهش يابد . درمكانهائي كه بيماري لكه سفيد گسترش يافته است . به هيچ عنوان نبايد از سيستم پرورشي باز استفاده كرد . آب بايد با  30 PPM كلسيم هيپوكلرايت ضد عفوني شده وبمدت 3 تا 4 روز در معرض نور خورشيد قرارداده و سپس مورد استفاده قرار گيرد.

4- آماده كردن كامل مزارع : ‌بعداز برداشت محصو.ل ،‌ رسوبات مانده دركف استخر شامل :‌مقدار زيادي مواد آلي ‌مواد سمي ،‌باكتريها ،‌انگلها و اجزاء ‌ويروس بالاخص ناقلين ويروس لكه سفيد مي باشند . بسيار خطرناك بوده و مي بايد از استخر خارج نمود. اگر اين مواد خطرناك از استخر خارج نشوند ،‌ميگوها به آساني مي توانند در دوره بعدي پرورش آسيب ببينند . بعنوان مثال خارج كردن رسوبات از استخر بوسيله فشار آب قوي بدون ضدعفوني كردن باعث گسترش سريع عوامل بيماريزا مي شود . براي اين منظور بايد بعد از برداشت محصول از استخر ميزان 100PPM آهك را دركف استخر پاشيده و كف استخر را درمقابل نور خورشيد قرارداده تا كاملا”‌خشك شود وسپس رسوبات سطحي را كه خشك گرديده خارج نموده ويا رسوبات كف را شخم زده ودوباره با آهك مخلوط نمائيم ،‌و با اين عمل ناقلين ويروس لكه سفيد مثل خرچنگ ها يا ماهيها را كه با سوراخ كردن در زمين مخفي شده اند ،‌از بين ببريم .

5- تعاون وهمكاري پرورش دهندگان جهت مشاركت در كنترل بيماري بسيار ضروري و نياز به يك عزم جدي
مي باشد.

 

مديريت پيشگيري از بيماري لكه سفيد :

1- انتخاب مولدين بدون ويروس : ‌انتقال بيماري مي تواند از طريق مولدين به نوزادان از طريق تخم هاي آلوده اتفاق بيفتد بنابراين انتخاب مولدين از طريق تست هاي حساس مانند PCR بسيار ضروري است . اگر مولدين قبل از غربال كردن و انتخاب تخم ريزي نمايند ،‌بايد تخم ها و پست لاروها را با تست PCR غربال كرد.

2- جلوگيري از واردات مولدين ولاروها ،‌بيماري ممكن است از طريق واردكردن مولدين و پست لاروها به مزارع
و هچريها اتفاق افتد . يك بي ملاحظي مقدماتي مي تواند باعث انتقال بيماري به صنعت شود . معرفي و انتقال جانوران و آبزيان از طريق كشورهاي همسايه ،‌هرچند كه در شرايط قرنطينه و بهداشتي انجام شود ،‌نمي تواند صددرصد قابل اعتماد باشد . همچنين انتقال ميگو بين مناطق مختلف كشور نيز بايد به حداقل ممكن كاهش يابد تا از گسترش بيماري جلوگيري كند .

3- در زمان انتقال ميگو بايد از آبي استفاده شود كه ميگو در آن صيد شده است . زيرا ممكن است آب
محل هاي ديگر آلوده به اين ويروس باشند . آب موجود در تانكها جهت نگهداري مولدين نيز بايد ضدعفوني شود تا مطمئن گرديد كه آب فاقد ويروس است .

4-  نگهداري مولدين مناطق مختلف در تانكهاي جداگانه: ‌به منظور جلوگيري از آلودگي بين ميگوهاي منابع مختلف ، بايد ميگوها را جداگانه نگهداري نمود. تخم هاي خارج شده از مولدين مختلف نيز همچنين بايد جداگانه نگهداري و توليد نمود.

5- خارج كردن ناقلين ويروس وانجام اقدامات ضد عفوني : ‌موجودات آبزي شامل خرچنگ ها ،‌كوپه پودا ،‌ميگوهاي وحشي و ساير سخت پوستان از ناقلين ويروس لكه سفيد مي باشند .

6- جلوگيري از استفادهTrash  fish مثل خرچنگ ها ،‌ ميگو ، صدفها مي توانند يا حامل ويروس باشند ،‌يا بوسيله اين ويروس آلوده باشند. بنابر اين تغذيه ميگوهاي مولد با آنها مي تواند خطرناك باشد . وبايد قبل از استفاده بخار داده و بجوشانيم ،‌وبعداً مورد استفاده قرار دهيم.

7- كنترل ميگوهاي سالم با استفاده از آزمايش PCR : در طي دوره پرورش لازم است كه وضعيت بيماريها بطور مرتب كنترل شود . نمونه هائي بايد از مزرعه هر دوهفته يكبار جمع آوري شده و به يك آزمايشگاه داراي امكانات PCR ارسال گردد.

8- استفاده از پروبايوتيكها Probioticsوآب با كيفيت مطلوب: استفاده از پروبايوتيكها مي تواند مفيد باشد ،‌زيرا افزايش تعداد باكتريهاي سودمند در استخر درميان ساير باكتريهاي موجود مي تواند موجب مهار يا كاهش ساير ميكروارگانيسم هاي پاتوژن باشد. بايد توجه داشت كه اين مسئله نمي تواند اثرات جادوئي داشته وبراي همه بيماريها استفاده شود. همچنين فاكتورهاي كيفي آب مانند DO,  PH شوري ، الكانيتي،‌آمونيوم و كدورت بايد در حد مطلوب نگهداري شوند.

9- متعادل كردن تراكم استخرها: كم كردن تراكم لاروها در استخرها باعث كاهش استرس گرديده از اين طريق مقاومت ميگوها در برابر بيماريها افزايش مي يابد . تراكم ايده آل براي استخرهاي پرورشي 30-25 پست لارو در هر متر مربع است .

10- استفاده از داروهاي شيميائي جهت جلوگيري از انتقال بيماري : استفاده از بعضي از توليدات تجارتي نظير Happy Larvae(50g/m) مي تواند جهت مرحله مايسيس به بعد مورد استفاده قرار گيرد . اين عمل نتايج رضايت بخشي را نشان داده و باعث به حداقل رساندن انتقال بيماري بين لاروها مي شود.

11- در مقالات جديد بهترين ماده ضد عفوني كننده را فرمالين معرفي ميكنند كه با دز V. PPM از انتقال ويروس در آب جلوگيري ميكند ،‌واين مقدار به ميگوها نيز آسيبي نمي رساند . البته بر روي شكوفائي پلانكتوني تاثير گذاشته و ميزان DO آب راكاهش مي دهد.

درمان :

درمان موفقي تاكنون براي غلبه بر بيماري لكه سفيد گزارش نگرديده است . بنابراين بايد تلاش شود تا آنجا كه امكان پذير است ، تلفات اين بيماري را به حداقل كاهش دهيم . جديداً افزودن عصاره گياهان داروئي ،‌ويتامين ها مشوق هاي ايمني زا به غذا واصلاح باكتريائي باعث موفقيت هائي در مزارع شده است .

 

واكسيناسيون:

تغذيه پست لاروها از تركيبات ويروسهاي كشته شده بيماري Yellow head و لكه سفيد آزمايش گرديده و موفقيت هائي هم داشته است  ولي تا به حال گزارش جامعي ارائه نگرديده است.

 تهيه و تنظيم : دكتر ايرج نامداري ، كارشناس  اداره كل دامپزشكي استان فارس.

منابع:

 1- دكتر محسن ماجدي : كنترل كيفي آبزيان وفرآورده هاي تبديلي آن .

2- دكتر احمد مجيدي نسب : بيماريهاي ميگوهاي پرورشي.

3- فرزاد مجدي نسب: مديريت بهداشت در استخرهاي پرورش ميگو.

4-Kiatpathomchai  . Wansika etal 2001.Diseases of A  Quatic Organisms. Vol47.235-236

  5-S.Dawne Hard .1998.White spote Syndrome Baculovirus Complex(WSBV)

6-Anirban Chakraborty etal.2002.Current Science VOL.82NO11.

عفونت استرپتوكوكال در ماهيان

عفونت هاي استر پتوكوكال در ماهيان

 

 

مقدمه:

استرپتوكوكوس عبارت از بك جنس بزرگ باكتريها كه شامل تعدادي گونه است و باعث بيماريهاي عفوني شديد در ميزبانهاي مختلف ميگردد . اين باكتريها در رنگ آميزي گرم به رنگ ارغواني درآمده وگرم مثبت ميباشند درحاليكه سايرباكتريهاي بيماريزا در ماهيان غالبا" بعد از رنگ آميزي داراي رنگ صورتي شده وگرم منفي ناميده ميشوند . اين تفاوت آشكار در انتخاب آنتي بيوتيك مناسب جهت درمان بسيار ارزشمند است.

عفونتهاي استرپتوكوكي گرچه درماهيان معمول نمي باشد ولي درصورت وقوع بيماري ميتوانند خسارتهاي جبران ناپذيري را وارد نمايند . بعضي از انواع استرپتوكوكهاي بيماريزا درماهيان ممكن است سبب بيماري در انسان در اثر پيشامدهاي اتفاقي وغير معمول گردد ، هرچند كه اين باكتريها در اشخاص سالم پاتوژن نمي باشند .بعلاوه درجنس استرپتوكوكوس چندين باكتري ديگر وجود دارند كه بيماريهاي مشابهي ايجاد ميكنند مثل لاكتوكوكوس ، انتروكوكوس و واگوكوكوس وبيماريهاي حاصل از آنها مجموعا" استرپتوكوكوزيس ناميده ميشود.

اولين بار درسال 1957 سپتي سمي استرپتوكوكال درقزل آلاي رنگين كمان پرورشي در ژاپن گزارش گرديد بعد از آن ماهيان متعددي از ساير گونه ها ومشكوك به عفونت گزارش شده است كه شامل ماهي آزاد، شينر طلائي ، كفال ، Pinfish ، مار ماهي مهاجر ، قزل آ‌لاي دريائي ، تيلا پيا ، تاس ماهي و باس راه راه ميباشد . همچنين در انواعي از ماهيان زينتي ، آ‌لودگيهاي استرپتوكوكي مشاهده شده كه عبارتند از ماهي زينتي رنگين كمان ، ماهي سيا ه دم قرمز، رزي بارب ، دانيوس وانواعي از سيچليد Cichlid وتتراسTetras عفونت استرپتوكوكي ميتواند در مدت 3 تا 7 روز تلفات بيشتر از 50 درصد را درجمعيت هاي ماهي باعث شود وبعضي موارد شيوع آ‌ن به شكل مزمن ديده شده كه روزانه تعدادي تلفات داده ومدت بيماري بيشتر از چندين هفته گزارش شده است.

اظهار عقيده ميشود كه استرپتوكوكوس ممكن است دريك گروه از ماهيان آ‌لوده باعث رفتارهاي غير طبيعي درحين شنا شود كه غالبا" به شكل شناي عمودي ومارپيچي به دور خود ميباشد . همچنين احتمال اينكه بعضي از ماهيان بيمار فاقد اين علائم باشند نيز وجود دارد.

پيشگيري از بيماري درماهيان براساس بهبود كيفيت آب ، تدارك صحيح تغذيه ، رعايت اصول بهداشت در استخرها ومحيط ، قرنطينه ماهيان جديد قبل از وارد نمودن به استخرها صورت مي پذيرد . با دانستن اين نكات كه چه انواعي از ماهيان به بيماري حساسند وكمك به ماهيان بيمار با تشخيص سريع ودرمان صحيح ميتوانيم خسارت بيماري را تا حدود زيادي كاهش دهيم.

فاكتورهاي موثر در بيماري :

غالب باكتريهاي عفوني درماهيان فرصت طلب بوده وبدين معناست كه وجود عامل پاتوژن درمحيط براي ايجاد بيماري كافي نمي باشد ، فاكتورهاي محيطي ويا ضعف سيستم ايمني موجب افزايش حساسيت ماهي نسبت به عوامل پاتوژن ميگردد و اين پديده اكثرا" توسط استرس تسريع مي يابد. استرس نقش بسيار مهم در شيوع بيماريهاي عفوني را درجمعيت هاي ماهي بعهده دارد وبعضي از عوامل ايجاد كننده استرس در شيوع استرپتوكوكوز عبارتند از درجه حرارت بالاي آب ( مخصوصا" در فصل تابستان) تراكم بالاي ماهيان ، جابجا كردن ماهيان ، كيفيت پائين آب شامل افزايش آمونياك ويا نيتريت باكتريهاي مولد بيماري اغلب براساس حدت و قدرت بيماريزاي طبقه بندي ميشوند . هرچند كه اين دسته بندي نادرست مي باشد اما مشخص گرديده كه باكتريهاي اختصاصي دريك گونه هم از نظر حدت بيماريزائي با همديگر متفاوت هستند . دراين گروهها باكتريها با طيف گسترده اي از حدت كنار هم قرار مي گيرند بعنوان مثال بيشتر از همه آئروموناس هيدروفيلا درماهيان آب شيرين يافت ميشود كه در حقيقت يك باكتري فرصت طلب بوده ودر محيط پرورش ماهي به فراواني يافت ميشود و از اين رو باكتري محيط پرورش ناميده ميشود اين باكتري در مواقع سلامت ماهي هيچگونه بيماريزائي نداشته وهميشه در جمعيتهاي ماهي وجود دارد از طرف ديگر باكتري استرپتوكوكوس نه تنها فرصت طلب نبوده ، بلكه داراي قدرت تهاجمي زيادي بوده ودريك مطالعه آزمايشگاهي ، ماهيان زينتي دانيوس مخطط را با غلظت زيادي از باكتري درآب وارد نمودند و باعث مرگ 100درصد ماهيان درعرض 2 تا 4 روز گرديدند.

نشاني هاي كلينيكي( قابل مشاهده) :

ماهيان بيمار ممكن است يك يا دو نشاني كلينيكي را نشان دهند واين علائم شامل شناي عمودي و مارپيچي به دورخود ، بيحسي ، سياهي رنگ ، اگزوفتالمي يك يا دو طرفه ، POPEYE ( بيرون زدگي) يك يا هردو چشم ،كدورت قرينه ، هموراژي درداخل ويا اطراف كره چشم ، سرپوش آبششي ، قاعده باله ها منفذ مقعد ، قلب و يا جاهاي ديگر بدن ، آسيت ( ادم و بادكردگي شكم) و زخم پوستي ميباشد. درمواردي ماهيان بيمار تا زمان مرگ فاقد نشاني هاي آشكاري ميباشند . همچنين با توجه به نشانه هاي فوق اغلب درماهيان بيمار علائم هموراژي ، POPEYE ، شناي عمودي ، افزايش سريع تلفات همواره ديده ميشوند.

نكرو پسي ( يافته هاي كالبد گشائي) :

دربررسي هاي كالبد گشائي ممكن است مايعات خون آلود در محوطه شكمي مشاهده شود . طحال بزرگ وقرمز رنگ ، كبد رنگ پريده ، تورم وآماس دراطراف قلب وكليه نيز جلب توجه مي نمايد . بسياري از استرپتوكوكها مغز وسيستم اعصاب ماهيان را آلوده نموده وموجب شناي عمودي ميگردند.

تشخيص ودرمان :

اكثر باكتريهاي فرصت طلب ماهيان بعد از رنگ آميزي گرم ، در زير ميكروسكوپ برنگ صورتي ظاهر شده و بيشتر آنها ميله اي شكل بوده وگرم منفي ناميده ميشوند . درصورتيكه استرپتوكوكوسها بعد از رنگ آميزي برنگ ارغواني درآمده و بيشتر كروي ويا بيضي شكل هستند وگرم مثبت خوانده ميشوند . تشخيص اوليه با توجه به تاريخچه وعلائم كلينيكي ، يافته هاي كالبد گشائي ميسر است . اسلايد هاي اخذ شده از بافتهاي تازه مغز ، طحال ، كليه وكبد باكتريهاي گرم مثبت را نشان ميدهند.

اگر دركارگاهي با ماهيان بيمار داراي علائم بيماري (شناي عمودي وغير عادي ، POPEYE ، خونريزي ، مرگ و ميرسريع و شديد ، كوكسي هاي گرم مثبت در مغز وكليه) مواجه شويم ، مشكوك به استرپتوكوكوز
گرديده و تأئيد تشخيص نيازمند كشت باكتريائي از ارگانهاي داخلي بويژه كليه و مغز مي باشد . محيط كشت انتخابي بلاد آگار بوده وبهتر است بعد از جداسازي باكتري نسبت به آنتي بيوگرام اقدام گردد . باكتريهاي گرم مثبت و مشخصا" استرپ درمقابل اريترومايسين حساس بوده ويك دوره دز درماني به ميزان 5/1 گرم اريترومايسين دريك پوند غذا بمدت 10تا 14 روز موثر مي باشد . هرچند آنتي بيوگرام قدرت تاثير آنتي بيوتيكها را مشخص ميكند اما كمك گرفتن از متخصصين بهداشت ماهي و تشخيص آزمايشگاهي بسيار زياد توصيه ميشود . زيرا اگر ميزان غذا ويا دفعات غذا دهي را زياد كنيم ، ندانسته از عمل آنتي بيوتيكها جلوگيري مي كنيم .

گاهي پرورش دهندگان مبادرت به درمان با داروهاي قوي وغير قانوني مي كنند كه موجب رسوب دارو در بافتهاي ماهي ميشود و امنيت غذائي و بهداشتي جامعه را به خطر مي اندازد لذا توصيه ميشود كه پس از مشورت با متخصصين دامپزشكي در رشته بيماريهاي آبزيان از آنتي بيوتيك موثر و به طريقه صحيح استفاده و مدت زمان مصرف رعايت گردد.

پيشگيري :

پيشگيري از بيماري هميشه ارجح تر از درمان بوده وبرنامه پيشگيري براساس كاهش استرسها ، بهبود كيفيت آب ، به حداقل رساندن عوامل عفوني توسط ضد عفوني كننده ها ، رعايت اصول بهداشتي وبهسازي محيط استوار است . ضمنا" بنظر ميرسد در هرموقع از سال بيماري استريتوكوكوز ميتواند دردرجه حرارتهاي بالا بطور مداوم بروز نمايد.

مطالعه سيستم هاي پرورش دريائي در ژاپن تشان از حضور استرپتوكوكها در آبهاي شور ولجن آلود دارد و با ميزان زيادي درآبها بالاخص درطول ماههاي تابستان ديده شده است.اين موضوع دربعضي ازسيستم هاي پرورش ماهي كه تعدادي از استرپها ميتوانند بطور طبيعي حضور داشته باشند مشكل ساز مي باشد. زيرا باكتري در محيط اندميك شده ودرمزرعه ضمن تثبيت گاهي موجب بروزبيماري ميگردد در نتيجه،
عفونت هاي استرپتوكوكي ممكن است به شكل
دوره اي با عود نمودن بيماري مخصوصا" در مواقع افزايش استرس زياد ديده شوند.

در صورت مشكوك بودن به گروهي از ماهيان از نظرآلودگي به استرپتوكوك ، جمعيت آلوده را بايد سريعا" از سايرين ايزوله كردو تا آنجا كه امكان دارد ازوسائل اختصاصي مانند تورساليك و... استفاده شود و بعد از كاربرد وسائل بايد جهت اطمينان كامل اين لوازم را در مواد ضدعفوني كننده مانند كلريد بنزالكونيوم فرو بريم ضمنا مواد ضد عفوني كننده بايد طبق دستور كارخانه سازنده مصرف شود.

عفونت هاي استرپتوكوكي ميتواند بسرعت در گروهي از ماهيان كه درمعرض آب آلوده با باكتريها قرار دارد گسترش يابد . همچنين گسترش بيماري در يك گروه از ماهيان بروش خوراكي ، كاني باليسم درماهيان بيمار، تغذيه از غذاي ماهيان آلوده ديده شده است . ازبين بردن ماهيان مرده هر چه سريعتر جهت كاهش آلودگي توصيه ميگردد. غذاي زنده ويا عمل آوري نشده ( تازه يا منجمد ) ممكن است منبع عفونت باشند و ارسال نمونه ها به آزمايشگاه ميكروبيولوژي جهت كشت باكتريائي قبل از مصرف الزامي مي باشد.

 
انواع استرپتوكوكوس هاي بيماريزادر ماهيان :

بسياري از انواع استرپتوكوكوس ها ميتوانند سبب بيماري درماهيان گردند وبيشتر آنها هنوز شناسائي ومشخص نشده است . تعيين وشناسائي همگي آنها كه باعث بيماري در پستانداران وماهيان ميگردند نيز غالبا" قابل اجرا نمي باشد.

بعضي از انواع استرپها كه براي ماهيان پاتوژن هستند درمحيط نيز يافت شده وميتواند علت اندميك شدن بيماري درمزرعه گردد. اطلاعات جامع وكامل براي تعيين گونه هائي كه براي ماهي بيماريزا هستند ، در دسترس نمي باشد.

بعنوان مثال انواعي كه درماهيان ايجاد بيماري ميكنند شامل استرپتوكوكوس ديفيسيليس S.difficilis كه درماهيان اسرائيل و استرپتوكوكوس پارابريس از ماهيان توربوت درشمال اسپانيا واسترپتوكوكوس ميلري S.milleri از كليه ماهيان Koi كه داراي زخمهاي سطحي بودند جدا شده است.

استرپتوكوكوس اينياي S. iniaeيكي ديگر از گونه هائي است كه از ماهيان وپستانداران جداشده وبحث ‌آ‌ن در مبحث بعدي خواهد شد. ساير باكتريهاي گرم مثبت كه داراي ارتباط با استرپتوكوكوس بوده وبيماريهاي مشابه ايجاد مي نمايند شامل لاكتوكوكوس گارويه كه از مار ماهي مهاجر وگيش دم زرد درژاپن ، لاكتوكوكوس پيسيوم و واگوكوكوس سالمونيناروم از ماهيان قزل آ‌لاي رنگين كمان جداشده است.

 

بيماري درانسان :

بيماريزائي استرپتوكوكوس اينياي S.iniae درماهي وپستانداران وانسان مشخص شده است . اولين بار اين باكتري در سال 1970 در رودخانه آمازون از دلفين جدا گرديده ودر سال 1994 بعنوان عامل بيماري در هيبريد تيلاپيا بوده ، هرچند كه بعدا" مشخص گرديد كه با S.shiloi كه بار اول در سال 1984 از تيلاپيا ودر اسرائيل ايزوله شده ، يكي بوده است . اولين گزارش بيماريزاي اين باكتري در انسان در سال 1991 و در تگزاس بوده ودر سال 1994 دومين مورد بيماري در اتاواي كانادا اتفاق افتاد و ضمنا" منشاٌ عفونت براي هيچكدام مشخص نگرديد.

در سال 1995 گروهي از پزشكان كانادائي ، بيماري را در 4 نفر از پرورش دهندگان مسن پيگيري نموده و اين اشخاص داراي بيماريهاي مزمن شامل ديابت و رمانيسم قلبي بودند. آنها مي دانستند كه اگردستانشان زخم باشد بعد ازصيد و فرآوري بويژه تيلاپيا قطعا" بيمار ميشوند . در تعداد 8 نفر از 11 نفر بيمار عارضه سلوليت ( عفونت دربافت هاي همبند) در دست و تب مشاهده شد . يكي از بيماران كه داراي بيماري قلبي كليوي ، ديابت و آرتريت بود ، عفونت شديد در بدنش گسترده شد . كليه بيماران با آنتي بيوتيك درمان گرديده و بهبودي كامل حاصل نمودند.

جالب توجه است كه بدانيم افراد مسن با ميانگين سن 69 سال در حين دستكاري با تيلاپيا مبتلا به بيماري ميگردند. همچنين اشخاص ضعيف و يا افراد با سيستم ايمني تضعيف شده نيز به بيماري حساس ميباشند اغلب انسانهاي بيمار شده داري زخم در دست ها ويا بريدگي بوده اند. كارشناسان بهداشت ماهي كه درچندين ايالت كار مي كردند ، مشكلا ت منتج به بيماري در كارگراني كه با تيلاپيا كار ميكردند مشاهده وگزارش ننموده اند. اشخاصي كه داراي سيستم ايمني ضعيف شده هستند اختصاصا" اگراز بريدگي ويا زخم دردستها رنج مي برند نسبت به بيماري بسيار حساسند و مي بايد احتياطات وپژه اي را درحين كار با ماهيان بكار ببرند مانند پوشيدن دستكش و استفاده از صابونهاي آنتي باكتريا ل همچنين براي كارگراني كه سيستم ايمني بدنشان تضعيف شده بسيار مهم است كه اطلاعات بهداشتي كافي كسب نمايند چرا كه استرپتوكوكوس برايشان بيماريزا است وبطور طبيعي اشخاص سالم احتمال بسيار كمي دارد كه بيماري را از ماهيان آلوده كسب نمايند.

منابع :

references :

ROYP.E. YANONG AND RUTH FRANCIS - FLOYD

University of Florida - Fisheries and aquatic dept.

Department of Fisheries and aquatic science , Florida cooperative extension service (February 2002) .